واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

meistens

قید · B1

بیشتر وقت‌ها

در داستان‌ها

Die Vermieter, denen er schrieb, antworteten meistens nicht.

صاحب‌خانه‌هایی که برایشان می‌نوشت، معمولاً جواب نمی‌دادند.

Die Wohnung, die es nicht gab (سطح B1)

Lea aß unter der Woche meistens in der Kantine oder unterwegs.

لئا در طول هفته بیشتر در غذاخوری یا بیرون غذا می‌خورد.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

eigen خودِ، مالِ خود · früher قدیم‌ها، سابقاً · genau دقیق؛ دقیقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · die Leute مردم · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · die Banane موز · die Gurke خیار · das Hotel هتل · der Mittag ظهر